دوستِ من

۴/۰۱/۱۳۹۱

دلم سوخت و اشک ریخت
به حال خودم
زانوان ،غم گرفتند بغل
به حال خودم

بغض هم یاری نکرد و ترکید
از گلو فرو ریخت فریاد
به حال خودم

از سینه برون نیامد نفسی
سنگین شد
به گوشه ای نشستم وشد زار
احوال خودم

خونم وفایی نکرد وبی حرکت ماند
خوابید جسم و بی روح شد
حال خودم

در قفس اسیرم ،حصارو میله ای نیست
سوختم ز بی کسی
به حال خودم

جام می ام ریخت و قلم هم وفایی نداشت
بی حرکت ماند و خشکید
حال خودم
ارسال شده توسط علی آبادی در ۹:۴۸:۰۰ ق.ظ.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پیام جدیدتر پیام قدیمی تر صفحهٔ اصلی
اشتراک در: نظرات پیام (Atom)

اشتراک در

پست‌ها
Atom
پست‌ها
نظرات
Atom
نظرات

درباره من

عکس من
علی آبادی
Iran
نه مستم نه دیوانه نه آن عاشق آواره
مشاهده نمایه کامل من

بايگانی وبلاگ

  • ◄  2014 (18)
    • ◄  ژانویهٔ (18)
  • ◄  2013 (468)
    • ◄  دسامبر (29)
    • ◄  نوامبر (81)
    • ◄  اکتبر (41)
    • ◄  اوت (103)
    • ◄  ژوئیهٔ (214)
  • ▼  2012 (251)
    • ◄  نوامبر (21)
    • ◄  سپتامبر (53)
    • ◄  اوت (12)
    • ◄  ژوئیهٔ (31)
    • ▼  ژوئن (30)
      • دلم سوخت و اشک ریخت به حال خودم زانوان ،غم گرفتن...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • لحظه ،لحظه های عمرم را می سوزانم برای لقمه ای ...
      • بهار هم غروب کرد با همان تیرکه خرداد را در خون...
      • تو بریز ،روی سرم می ایستم ، تماشا می کنم چاره ای...
      • هنوز هم پرسه مي زنند همان لبخند ،همان نگاه با ...
      • 1 بي گناه بدنيا آمد اما زياد منتظر نماند كه پست...
      • سير تكاملي هنر(5) رابطه شعر و مخاطب یکی از دغدغ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • درك مي كنم تو را بخاطر سيل خوني كه به راه انداخ...
      • درك مي كنم تو را بخاطر سيل خوني كه به راه انداخت...
      • تو همان اتفاقی، که شیرین افتاد و من همان لحظه ام ،...
      • <!--[if gte mso 9]> Normal 0 ...
      • ساده نبود اتفاقی که افتاد کار دیروز و امروز هم ...
      • هوا آلوده است فضا ، آلوده خدا را ، سکه ضرب زده...
      • به قدر کافی بزرگ شده ام پس چرا؟ سنم بالا می ...
      •   هنوز هم کودکم تشنه،گرسنه ،کمی هم حسود برا...
      • پدرم چون اجدادش ، فرزند را به قربانگاه برد چشم ...
      • فرض دستانم برای چیدنت کوتاه باشند وتو در دورتری...
      • کسی از من ، سراغ خواهد گرفت بگویید نیست آدمِ بی...
      • تکیه بر کدامین درخت وقتی خاکی هم نیست، تا که گِلی...
      • زن !؟، مداد و کاغذ صبح ، صبحانه ای حسابی راستی ...
      • 1 می دانم ، که مشت نشانی از خروار داشت نمی دانم...
      • مثل آدم نه در هفت آسمان ،ميان ستارگان خداي را ي...
      • سير تكاملي هنر 4)ادبيات محفلي انسان برای نجات ا...
    • ◄  مهٔ (22)
    • ◄  آوریل (25)
    • ◄  مارس (17)
    • ◄  فوریهٔ (8)
    • ◄  ژانویهٔ (32)
  • ◄  2011 (164)
    • ◄  دسامبر (22)
    • ◄  نوامبر (31)
    • ◄  اکتبر (20)
    • ◄  سپتامبر (16)
    • ◄  اوت (15)
    • ◄  ژوئیهٔ (27)
    • ◄  ژوئن (20)
    • ◄  مهٔ (8)
    • ◄  آوریل (2)
    • ◄  مارس (1)
    • ◄  ژانویهٔ (2)
  • ◄  2010 (11)
    • ◄  دسامبر (2)
    • ◄  نوامبر (4)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  ژوئیهٔ (2)
    • ◄  فوریهٔ (2)
  • ◄  2009 (18)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  اوت (1)
    • ◄  مهٔ (10)
    • ◄  آوریل (1)
    • ◄  مارس (1)
    • ◄  فوریهٔ (1)
    • ◄  ژانویهٔ (3)
  • ◄  2008 (38)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  نوامبر (2)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  اوت (2)
    • ◄  ژوئیهٔ (1)
    • ◄  ژوئن (4)
    • ◄  مهٔ (2)
    • ◄  آوریل (16)
    • ◄  مارس (6)
    • ◄  فوریهٔ (1)
    • ◄  ژانویهٔ (2)
  • ◄  2007 (39)
    • ◄  دسامبر (1)
    • ◄  اکتبر (2)
    • ◄  سپتامبر (5)
    • ◄  ژوئن (7)
    • ◄  مهٔ (12)
    • ◄  فوریهٔ (12)
  • ◄  2006 (35)
    • ◄  نوامبر (14)
    • ◄  اکتبر (8)
    • ◄  اوت (3)
    • ◄  مهٔ (2)
    • ◄  آوریل (5)
    • ◄  مارس (3)
  • ◄  2005 (24)
    • ◄  نوامبر (2)
    • ◄  اکتبر (1)
    • ◄  ژوئیهٔ (1)
    • ◄  آوریل (1)
    • ◄  مارس (1)
    • ◄  فوریهٔ (6)
    • ◄  ژانویهٔ (12)
  • ◄  2004 (29)
    • ◄  دسامبر (29)
زمینه پنجره عکس. با پشتیبانی Blogger.