هنوز
می شنوند
...گوسفندان
صدای شبان را
و
سگان.
می بینند
هنوز
عنکبوتان
لانه کبوتران
می تنند تار
در دل سنگ
و
خدایان
موسی ، ابراهیم
خشمگینند
هنوز.
ابراهیم
گریست
و اطاعت
اسماعیل نجات
گوسفندان
آماده قربانی
فرود
خشم
اورشلیم به وسعت خاک
سبز
شیپور ها
نواختند
از مناره ها
صلیب ها
شمشیر
بستند
و
گوسفندان
همه
بر
خاک
انتقام
.....
شدند
۴/۱۷/۱۳۹۰
۴/۱۶/۱۳۹۰
منتظر
اتوبوس ترمز کرد
هنوز شب پایان نداده بود
سرمایش را
وافق منتظر.
ایستکاه آخر
مسافران
خسته از مسیری گنگ
سراسیمه از
بیداری شب
با آهنگ نفس های منجمد
برای پیاده شدن
و
من
هنوز نشسته ام منتظر
به تماشای
پاهایی خسته
که زمین را می کشیدند،
كور از دیدن
پشت هم
دستهایی که عصا شده اند
و
عبور آخرینها
با فاصله
شکستن صف
آخرین
پا
برهنه
جثه ای لاغر
و
قلبی به بزرگی تمامی خستگی راه
و خونی که فریاد می کشید
جای پاهایش را
در
دالانی منتهی به آخرین درب
با لبهایی خشک
از
نشكستن روزه
و من هنوز نشسته ام
منتظر
هنوز شب پایان نداده بود
سرمایش را
وافق منتظر.
ایستکاه آخر
مسافران
خسته از مسیری گنگ
سراسیمه از
بیداری شب
با آهنگ نفس های منجمد
برای پیاده شدن
و
من
هنوز نشسته ام منتظر
به تماشای
پاهایی خسته
که زمین را می کشیدند،
كور از دیدن
پشت هم
دستهایی که عصا شده اند
و
عبور آخرینها
با فاصله
شکستن صف
آخرین
پا
برهنه
جثه ای لاغر
و
قلبی به بزرگی تمامی خستگی راه
و خونی که فریاد می کشید
جای پاهایش را
در
دالانی منتهی به آخرین درب
با لبهایی خشک
از
نشكستن روزه
و من هنوز نشسته ام
منتظر
۴/۱۳/۱۳۹۰
شام آخر
وسوسه ها آغازید
آبشاری
ذوب از بلندترین
قله های تردید
شرابها خورده شد
برای سلامتی
روشنی راه
حفظ پیمانها
نان تقسیم کرد
به مساوات
و
تردید
به چشمهایم رسید
او دید
من تنها اورا دیدم
از خیانتها و انكار ها سخن گفت
نگاهش کردم
نگاهم کرد
با چشمایم سخن گفت
لبخندی مسخره
آفریدم
صبح طلوع شد
سیاهی به رنگ روز
و شمشیر برق خورشید را ربود
او
تنها ماند
کوچه ها تنها او را می دیدند
و او تنها
شکنجه شد
گویی تنها او بود، آن میلیونها فریاد
و من انكارش کردم
گر و کور شدم
او رفت
من هنوز صلیب انكارش را
بر دوش می کشم
و روز پایان نمی گیرد
آبشاری
ذوب از بلندترین
قله های تردید
شرابها خورده شد
برای سلامتی
روشنی راه
حفظ پیمانها
نان تقسیم کرد
به مساوات
و
تردید
به چشمهایم رسید
او دید
من تنها اورا دیدم
از خیانتها و انكار ها سخن گفت
نگاهش کردم
نگاهم کرد
با چشمایم سخن گفت
لبخندی مسخره
آفریدم
صبح طلوع شد
سیاهی به رنگ روز
و شمشیر برق خورشید را ربود
او
تنها ماند
کوچه ها تنها او را می دیدند
و او تنها
شکنجه شد
گویی تنها او بود، آن میلیونها فریاد
و من انكارش کردم
گر و کور شدم
او رفت
من هنوز صلیب انكارش را
بر دوش می کشم
و روز پایان نمی گیرد
۴/۱۲/۱۳۹۰
تكرار
آموختم
پدرم را
با
تکرار
بازی
و خواندم
درسش را
درمدرسه
وتمرین
در
کوچه ها
و امروز
شاگردی ممتاز
استادی حاذق
درس پس میدهم
در خانه
مدرسه
محیط کار
افعال
امری را
پدرم را
با
تکرار
بازی
و خواندم
درسش را
درمدرسه
وتمرین
در
کوچه ها
و امروز
شاگردی ممتاز
استادی حاذق
درس پس میدهم
در خانه
مدرسه
محیط کار
افعال
امری را
من زنم
فریاد تاریخم
مرده ای متحرک
پوسیده
چنان
که خاکسترم بر باد است
امروز
همان در چاه افتاده
نه یوسف
که در اعماق زندگی اسیر
برده ای به
بازار بردگان
ننگی که با پوشش جدا،
دست و پای بسته
پیچیده در کفن
ذبح به پای بت جحل
امروز
در نقطه مساوات
با بنی آدم در نقطه صفر
در
جنگ با ستم سرمایه
پیشقراول سپاهم
من زنم
فریاد زنده تاریخم
امروز
مرده ای متحرک
پوسیده
چنان
که خاکسترم بر باد است
امروز
همان در چاه افتاده
نه یوسف
که در اعماق زندگی اسیر
برده ای به
بازار بردگان
ننگی که با پوشش جدا،
دست و پای بسته
پیچیده در کفن
ذبح به پای بت جحل
امروز
در نقطه مساوات
با بنی آدم در نقطه صفر
در
جنگ با ستم سرمایه
پیشقراول سپاهم
من زنم
فریاد زنده تاریخم
امروز
۴/۱۰/۱۳۹۰
خودم
جسدم
بر دوشِ خودم
به خاك رفت
ختمم
سنخرانش شدم
خود گريستم
و
عزايم
نگه مي دارم
به طول عمرم
اين سنتِ خانه من است
به ارث مانده
از پدرانم
سوغاتي فرنگ بود
به قدمت اسب تروا
مادر ،دخترش را
خود
مي شويد،كفن بر تنش مي كند
اين رسم ماست
بر دوشِ خودم
به خاك رفت
ختمم
سنخرانش شدم
خود گريستم
و
عزايم
نگه مي دارم
به طول عمرم
اين سنتِ خانه من است
به ارث مانده
از پدرانم
سوغاتي فرنگ بود
به قدمت اسب تروا
مادر ،دخترش را
خود
مي شويد،كفن بر تنش مي كند
اين رسم ماست
زن ده گي
تجاوز
نامی آشنا
برای من
مادرم
مادر بزرگم.........
برای زن
تمکین
نام دیگرش
شرعی ترش
برای من...مادرم...........زن
همبستر شدن
بدون عشق
با مقاومت!؟
بی مقاومت!؟
نتیجه
ارضاء مرد ،شوهر
مخرج مشترک
خاک بر سر زن
تمکین،تجاوز
شکایت به کی برم؟
کجا؟
سی ساله،مورد تجاوزم؟!
کسی صدایم را می شنود؟
کمک.................
شاید
خود خواه هم
منه نصف آدم!؟؟
به ارزش
....... چپ
مرد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
نامی آشنا
برای من
مادرم
مادر بزرگم.........
برای زن
تمکین
نام دیگرش
شرعی ترش
برای من...مادرم...........زن
همبستر شدن
بدون عشق
با مقاومت!؟
بی مقاومت!؟
نتیجه
ارضاء مرد ،شوهر
مخرج مشترک
خاک بر سر زن
تمکین،تجاوز
شکایت به کی برم؟
کجا؟
سی ساله،مورد تجاوزم؟!
کسی صدایم را می شنود؟
کمک.................
شاید
خود خواه هم
منه نصف آدم!؟؟
به ارزش
....... چپ
مرد؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
اشتراک در:
پستها (Atom)





